فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

212

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

چون ضربت هجوم دى از پى انداخته بود از پس گوش نمد تا جان اوزبك بيرون نيامدى . [ كذا ] شمشير چون در غلاف نمدى استقرار داشت از كسى مىبريد كه او را بيرون ميكشيد و تا در غلاف كله استقرار نمىيافت از تاب سرما او را بيم شكست بود . نيزه چون در سينه قرار ميگرفت و سنان او از سنگ دل كافران تيز ميشد و ازو آتش مىجست بحرارت آن آتش خود را گرم ميساخت . ابيات جنگ اوزبك كه روز سرما شد * آتش از جمله‌شان هويدا شد آتش جنگ چون فروزان گشت * جمله جانها چو هيمه سوزان گشت تيغ چون از غلاف سر بر زد * يافت سرما و دست بر سر زد [ 93 ر ] تيغ يخ بسته چون بسر زده‌اند * سنگ بر فرق يكدگر زده‌اند تير در جعبه رو نهان كرده * آرى از سهم دى فغان كرده از كمان وقت كوشش اعدا * زه بر آمد زهى عجب سرما سپر از تير دى گريزان شد * نيزه از برد افت و خيزان شد گر سنان آب شد ز آتش جنگ * آب يخ بست در كشاكش جنگ چون نواير جنگ اشتعال تمام پذيرفت و سلطانان « 1 » نامدار آنچه وظيفهء مردى و مردانگى بود در امر محاربه بظهور آوردند و در عين گيرودار و كشاكش ناورد از آن مردان مرد وظايف شجاعت تقديم افتاد و مردم قزّاق هم در اقدام بلوازم قرار و تقديم مراسم اصطبار و طرح موجبات حين و فرار شرايط مردى بجاى آورده در مذهب حميّت و دين غيرت اصلا تجويز نميكردند كه زن و بچّه و اسباب و اموال را در دست غارت و نكال و پايمال تاخت و و بال باز گذارند « 2 » و از آن معركهء خونريز روى بگريز نهند ، لاجرم در ميدان مدافعت قايم ايستاده و محاربت و جدال را قدم مقاومت بر گشاده ، كوششهاى مردانه كردند كه اگر از حملهاى مردى ايشان اثرى بجبال

--> ( 1 ) - در اصل : سلطان . ( 2 ) - در اصل : باز گزارند .